کارآوا

مولود عزیزی: خداوندا تو آگاهی به عادل هَف‌ هَش چیز آرزو دارم بر این دل… اول یه زور بازو پهلوانی که بار صد مَنی بردارُم از گِل ** که هفتم تاجری باشم به شیراز تموم تاجرا گفتارت ای دل که هشتم کشتی اندازُم به دریا… 📍این آوازها سینه به سینه و نسل به نسل رسیده.بهشان […]

درخت کهنسال گردو

درخت کهنسال جدای از گوناگونی همواره نماد جاودانگی ست، نسل‌ها از پی نسل ها میگذرند اما او همچنان استوار سایه می گستراند. اگر روزی به زبان آید هزار هزار حرف دارد که با تو بگوید؛ چه معشوقه ها که در سایه سارش دل به هم داده و چه عاشق هایی که بر او تکیه کرده […]

باباطاهر

نسیمی کز بن آن کاکُل آیو مرا خوشتر ز بوی سُنبل آیو چو شو گیرُم خیالش را در آغوش سحر از بسترُم بوی گل آیو باباطاهر ویدیو از mahmoodabedi064@ تدوین از alikazemi_68@ موسیقی انتخابی از آلبوم گلبانگ 2 استاد شجریان، تصنیف مبتلا،آ هنگساز استاد فریدون شهبازیان

بند تاریخی روستای شاه رستم

در جغرافیای کوهستانی روستای کهن شاه رستم در نقطه ای مطلوب شکافی بزرگ مابین دو کوه واقع شده است، مردمان باستان در این نقطه سیل بندی استوار از مصالح باستانی ایران(سنگ و ساروج)بنا نمودند تا در پایین دست آن عرصه ای فرخنده از سرسبزی و زیبایی را پدید آورند… پ.ن:طبق بررسی کارشناس های میراث فرهنگی […]

مقبره ی شاه رستم

این بنا که از بالا به آن می‌نگرید مقبره ی شیخ زین الدین علی بن رُستم است. که 800 سال از عمر آن می‌گذرد.بر لوح فیروزه ای سنگ مزار ایشان چنین نوشته: وفات شهید مفخر المشایخ زین الدین علی بن شیخ تاج الدین رُستم بن محمد بن… به احتمال قریب به یقین نام روستا از […]

زن های روستای شاه رستم

داستان زنان شاه رستم اما قصه ی غصه نیست. قصه ی مهر و هنر و غرور است.. #مهر به نوباوگان خویش، مهر به تبار و خانواده ی خویش؛ از صبوح تا به پسین دست و پای درکار تا خدای ناکرده در نمانند فرزندان به شهر رفته شان. #هنر قصه ی درازیست، کوتاه میکنم، ریشه در […]

پاییز…

از طراوت بهار و پرباری تابستان که بگذریم “پاییز” فصل هنر طبیعت است، نقاشی رنگارنگ پروردگار بر گستره ی طبیعت چشم ها را مینوازد؛ پاییز فصل غروب های وصف ناپذیر؛ فصل شبهای طولانی، دور همی های شبانه و هزاران لبخند.. فصل محبوب عاشقان؛ انگار که مهرِ پاییز بر دل همگان نشسته که دیرینیان هم ماه […]

تراکتور فرهاد

سالهای سال هست که توی کوچه باغ های سرسبز شاه رستم تردد میکنه ولی هنوزم با چراغ راستش دقیق جلوی پاشو نیگا میکنه، تا مبادا از روی یه جونور رهگذر رد شه! درسته پیره ولی همه ی حواسش به اینه که چرخاش قرص و محکم بچرخه تا چرخِ کار و روزی مش فرهاد خوب بچرخه… […]

لبخند…

به فاطی عمه گلی که فک میکنم یه لبخند زیبا میاد تو ذهنم… یه لبخندِ از ته دل، یه لبخند از سر رضایت… انگار دنیا برای اون قشنگ تر از بقیه می چرخه…. خوب که فک میکنم، وقتی محدودیت‌های اونو میدونم، وقتی میدونم این همه صدا،اون فقط سکوت میشنوه وقتی خودم بدون موسیقی میمیرم اون […]

محرم

عصری اومدم توی اتاقِ بی بی، دیدم نشسته روی تختش چهارقد سیاه شو پوشیده. فرق وسط قشنگشو هم کرده بود زیر چهارقد، گفتم:آنِی جان (١) فرق کردی نه؟! گفت اَی توبه (٢) آنِی خوب فردا اول ماه حرومه. گفتم ماشالا همه چی بهت میاد. تا کی می پوشی؟ گفت ٢ ماه… خوب چرا ٢ماه؟!… خُب […]